تبليغاتX
گذار - مکتب آیینه ها


گذار

دل‌نوشته‌ها

دنیا شبیه ماست شبیه آنچه هستیم

یک آیینه است که روبروی آن نشستیم

ما صد هزاران رنگ را یک نقش دادیم

تا با هزاران نقش خود یک نقش بستیم

این مسجد بی گنبد و محراب دنیاست

ما سالها بی قبله در مسجد نشستیم

باز این قبیله قبله ای دیگر به پا کرد

در مذهب درماندگی قومی تهیدستیم

ما در حضور حضرت خوش باوری ها

هر دم نصوح خویش را توبه شکستیم

از آسمانها ناامید و از زمین خسته

سنگینی این ننگ را بر دوش بستیم

ما پای رفتن هایمان را داغ کردیم

یکبار دیگر از تبار خود گسستیم

یک آیینه در قالبی زنگار بسته

عمریست در آیینه ها زنگار بستیم

هرچاره را چون ناله ای در چاه کردیم

آری، به پستوخانه تاریخ پیوستیم

نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 21:51 توسط | |


Design By : Night Skin