گذار
دلنوشتهها
چه کسی فکر میکرد سرزمین آتشپرستان بیآتش شود یک شب؟!.. امشب شادی هیچ آتشی سرخمان نکرد و زردی یک سال نحوست انداممان را با دود سیاه نکردیم.. فقط گاه صدای ترقهای سکوت این همه خیابان را در چشممان بیدار میکرد.. چقدر مظلومند مردم آتشپرستی که خود را زیر شعلههای تنشان میریزند و دم نمیزنند... دارم یک سال را میسوزم در باور یک چهارشنبه سوری ساکت در حاشیه شهر خاموشمان.. دلم برای شعلهور شدن تنگ است. یکی باید از آتش دلم بپرد و سرخیش را با خود به تاراج ببرد.. من حریصترم به آتش، به شعلهها، به پریدن تنم از زمین.. در عوض شهر پر بود از سرباز و بسیجی و پاسدار و پلیسهایی که با هر ترقهای آتشی میشدند تا جوانی را به زور داخل اتومبیلهای گشت بیاندازند.. باید گریست آیا؟ یا بر این همه شعلهور شد.. میسوزم سکوت شبی را که هیچ سال چنین دمق در دهان خود نخفته بود.. چهارشنبه شبی که تا زانو در خود اسیر بود. طمع کردیم به یک شب پر هیجان. طمع بر پریدن و خندیدن. طمع بر هلهله تنهایی که خود را از روی آتش میدواندند.. عیب از کیست؟ یا از کجاست؟ از کسانی که آرامش مردمی را با نارنجک و ریختن شیشههای بیصدای خانهها به اضطراب انداختهاند؟..یا کسانی که میخواهند برایمان آرامش بیاورند و ندانسته خاموشمان میکنند؟ آن همه خسارت مالی و این همه نحوست روانی را چه کسی باید پاسخگو باشد؟ چرا حد خود را نمیشناسیم نه در لباس قانونگذار و نه در رعایت حقوق شهروندیمان!!.. خدا كه بود و چه كرد؟ نميدانم كه بود.. نور بود و دور و غير قابل دسترس. ذهن كودك من هميشه او را براي خود چنين تصور ميكرد. من در غار خود روزنهاي به تمام جهان داشتم و او آنجا بود. تقدسي برتر، برتري دست نيافتني كه منشا همه چيز بود.. مشكل وقتي آغاز شد كه از زبان دين و ديندار شنيدم هرچه تقدير و سرنوشت بود به او ميرسيد. قادر مطلقي كه اگر ظلمي به من ميرسيد به صلاح ديد او بود. گرچه در قاموس من او عين مهر بود و عطوفت. مرا ميآزمود و در ورطه توفان حوادث غوطه ورم ميكرد تا طلايي شوم پاك از آلودگيها.. كساني كه برگزيده او بودند، مطهر بودند از تمام آنچه حتي نخواسته براي كودك افكارم پيش ميآمد.. اين جا هم حرف براي گفتن زياد دارم، اما بگذار بگذريم.. اما چه كرد؟ در ترديد چند جمله درماندهام! گاه ميگويم: ساخت و پرداخت و انداخت. آيا؟ يا چون شطرنجبازان ساخت و پرداخت و به بازي نشست؟ تا در زمان احتمالات خود مهرهها را چنان بچيند كه اراده ميكند؟ تا بگويد "انَ الله علي كل شيء قدير" يا نه، ما چون رباطهاي دست سازيم با اين تفاوت كه ميتوانيم در سر چهار زندگي با فكر خود راه را انتخاب ميكينم؟ يا چون بازيگران نمايشنامهاي را كه در جهان ديگر برايمان نوشتهاند بازي ميكينم تا علم اجمالي او عين علم تفصيلي او به اثبات رسد؟ بازهم ميگويم نميدانم كه بود و چه كرد! اما ميدانم او را حس ميكنم چنان كه خودم را، هرچند تعريفي براي خودم نيز نمييابم.. شجاع بودند كساني كه براي گردن خود طناب هديه آوردند.. زنده باد هدايت؛ زنده باد همينگوي؛ زنده باد مرگ.. ...(۱) زرد مينويسم اين روزهاي تلخ را بر كالبد مردهاي كه خاك را آلوده خود خواهد كرد.. ×××(۲) ........................................................................................................................................ من رو به سكوت ميروم. چرا حرفم را قبول ندارند. مگر از مردهها چه كم دارم! مگر زنده بودن چه علائمي دارد كه در من ميبينند. اگر زنده بودن يعني خوردن و پوشيدن و نفس كشيدن من زندهام. اما اگر زنده بودن يعني شور و اشتياق؛ من سراپا سكوتم. اگر به معني حركت و پويش است من تنها انسانرباتيكي هستم كه با برنامه ريزي از خواب بيدار ميشوم، سر كار ميروم. بر ميگردم. غذا ميخورم، حتي عادت كردهام كتاب بخوانم. راستش را بگويم اول فكر ميكردم زندگي يعني براي ديگران و بخاطر ديگران بودن. پر بودم از شور و شوق و مستي. پر از خواهش و خواستن، تحرك و دوندگي. زنده بودم براي ديگران. عشقم كار بود و كارم عشق ورزيدن. دويدن، خنديدن و گريستن. دانستن و خواستن.. حالا فقط هستم. خالي از هر حسي. احساس وابستگي نيز در من در حال مردن است. هميشه گريختهام و رميدهام. خودم را در بوته احتمالات از توري انتخاب رد كردم. از ذرهاي به زهداني و از زهداني به دنيايي و از دنيا به نا كجايي.. هر بار شانس برگزيده شدنم بيش از قبل بوده است. احتمال اينكه از تركيب اكسيژن و غذايي به حفرهاي به نام سلول تبديل شوم. و در زهداني از ميان ميليونها سلول انتخاب شوم و در كشمكش گريختن از حفرهاي تاريك به دنيايي پر نور باز برنده ميدان باشم. هر بار درصد ماندن من بيش از بار قبل بود. به يقين در گير و دار مرگ و دنيا نيز باز برنده منم. حتي اگر اين بار پا در عدم بگذارم باز به حقيقتي رسيدهام. از عدم نميترسم.. اما از زنده بودن وحشت دارم.. اين تنها كابوسي است كه تنم را به لرزه مياندازد..
......................................... ۱و۲. لينك به اين مطلب ***************************************************************
| Design By : Night Skin |

